امروز: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶
RSS   جستجو
بستن در حال بارگذاری...
امام عسكرى عليه السلام: «ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ ، و لا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ»    «هيچ عزّتمندى، حقّ را فرو نگذاشت مگر اين كه به ذلّت افتاد، و هيچ ذليل و ناتوانى، حق را نگرفت مگر اين كه عزيز و نيرومند شد»    بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۷۴ /۲۴

نوشتاری به مناسبت سالروز حركت كاروان كربلا به سوى شام: ای کاروان، آهسته ران کارام جانم می‌رود


شب نیز، سوگوار است؛ جاده کویری، دراز و سهمگین می نماید در چشمِ قافله خسته، و امید و انگیزه ای نیست برای رسیدن که مقصد، شام است و دهشت بارتر از کویر.

خداحافظ! ای شهر سنگین! صدای شعله ورت را در دوزخ شهرها می شنوم. چشمهایت از تنوره های جهنّم است. ای کوفه! ای دسیسه پی در پی! در آن دقیقه های ویران چگونه توانستی سر بر جداره های غربت بگذاری؟ در آن دقایق ویران چگونه توانستی بر تابوت تنهایی ما نماز حسرت بخوانی؟
خداحافظ! ای سرزمین جوانی های زینب! از غرور کوچه هایت صدای مناجات کسی را می شنوم. چگونه می توانی سنگ بر پیشانی تاریخ بکوبی؟! من که این چنین بر جمّازه ها می روم، دوشیزه دور همین کوچه ها هستم. شانه های خمیده ام ستون سابق این سرزمین است.
خاک در چشمانت ای شهر! فرازی از نگاهم را بَر چین هایت خواهم گذاشت تا در شرمی بزرگ بشورانمت.
و سلام ای شام! سلام ای شهر رگبارهای حریص! تو را از معابر نامهربانت می شناسم؛ از بام های سفّاکت. سلام ای پایگاه پرخاش! گور مرا در چشم های دژخیمت کنده ای و من که بیابان هاست از شب و شلاّق گذشته ام .... خرابه های حزن آورت پناهگاه تاریخ است و بر دیوارهایت، آواز غمگین قرن ها را آویخته اند. محکم تر بزن ای شام! شلاّق، تنها مرهم شانه های ماست. بزن!
و تو ای طفل ویران! بر کتف کوچکت جنازه جاده ها را آورده ای. تو را با کجاوه های از این دست چه کار؟ در آغوش من بمیر تا طعم تاول هایت، خواب عمیق حرامیان را نیاشوبد. همین فرداست که از کفش های کوچک جا مانده ات، شقایق زارهای جهان، سوگوارانه برخیزند .......
قافله کوچک، محصورِ تازیانه دژخیمانی که چونان زنجیر، گرداگردشان تنیده اند، به راه می افتد. پیشاپیش، نیزه های افراشته ای که خونچکان در دستِ سربازان به فراز ایستاده و مسیرِ حرکتِ قافله را روشن تر کرده اند که آخر، هر یک حاملِ خورشیدی است که سوزاننده تر از خورشید می تراود.
بیابان، هر لحظه زیر پای قافله، خشک تر می شود و خویش را بیشتر به دستِ بادها می سپارد. دشنام ها و ناسزاها، چون پیله ای آتشین بر پیکرِ قافله می پیچید و گاهی نیز، سنگِ ترحمی سوزاننده و بیهوده که در هلهله نامردمانِ پشت بر پشت ایستاده، گم می شد و اینک بیابان است و بیابان .......
کجاوه های سنگین از مصیبت، شترانِ بیابانگردِ قافله را به زانو درآورده است که زمین نیز، تابِ تحمّل ستمی این چنین را نخواهد داشت. خاکِ تمامیِ مسیر از کوفه تا شام، نورِ زردِ خورشید را سرخ منعکس می کند.
شب نیز، سوگوار است. جاده کویری، دراز و سهمگین می نماید در چشمِ قافله خسته؛ و امید و انگیزه ای نیست برای رسیدن که مقصد، شام است و دهشت بارتر از کویر.
همیشه دروازه شهر، مژده رسیدن است به مقصدِ مطلوب برای مسافرانِ راهدیده، امّا این بار، دیوارهای شام، جز پیغام مصیبتی دیگر، چیزی برای قافله مجروح در خویش ندارند.
نوزدهم محرم مصادف با سالروز حرکت کاروان اسرای کربلا به سمت شام است و پس از‌ قضایاى دلخراش کربلا، بنى اُمیه اُسراى اهل بیت را‌ به‌ عجله به‌ طرف کوفه حرکت دادند؛ پس‌ از‌ توقّف اسرا در‌ کوفه ‌و‌ گزارش ابن زیاد به‌ یزید ‌و‌ صدور فرمان وى مبنى بر‌ حرکت دادن اسرا به‌ سوى شام ، اسباب سفر شام را‌ تهیه دیدند ‌و‌ اهل بیت سیدالشهدا(ع) را از‌ راه موصل به‌ طرف شام حرکت دادند. ابن زیاد زجر بن‌ قیس، محض بن‌ ابى ثعلبه ‌و‌ شمربن ذى الجوشن را‌ مامور نمود که‌ همراه پنج هزار سوار، اسرا ‌و‌ سرها را‌ به‌ شام برند.
سلام و درود خداوند متعال بر کاروان عزت حسینی ...
روابط عمومی حوزه علمیه خراسان
 


كد خبر: 18531  |  تاریخ درج خبر: 96/07/18  |  کد خبرنگار: 207368
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه يا ايميل)
متن:
 
كد امنيتي:       
دفتر فناوری اطـلاعات مرکز مدیریت حـوزه علمیه خراســان
تلفن تماس: ۳۲۰۰۸۱۱۸ ۰۵۱ - فکس: ۳۲۲۵۷۸۴۹ ۰۵۱
بالا